وقتی برای بار دوم در عید به نقاب رفتیم راه برگشت امیر گفت آقای کریمی خندیده و گفته تو که میگفتی خانومت رو واسه ی سرعت آب بندی کردی خانومت من که تند رفتم می خواست غش کنه
واقعا هنگ کردم.به امیر گفتم چی گفتی
گفت :هیچی
بعدا منم چند تا تیکه بهش انداختم.
دیگه تحمل نداشتم.مگه میشه یک نفر همچین توهینی بکنه و اینطوری در مورد خانومت صحبت کنه و تو هم هیچ کاری نکنی
توی ماشین اعصاب خورد نشسته بودم که بعد از چند دقیقه امیر عذرخواهی کرد و گفت اشتباه کردم
و تصمیم گرفتم کلا با این افراد هیچ برخوردی نداشته باشم و تحمل دیدن و هم کلام شدن رو هم ندارم
شب۱۲ فروردین خونه بودیم که زهره زنگ زد امشب می خواییم بریم عید دیدنی خونه ی آقای کریمی شما هم دعوتید
امیر گفت ساعت چند میریم بعد هم گفت باشه خبر میدم
قطع که کرد گفت امشب بریم خونشون
منم گفتم الهام خانم آقای کریمی شماره ی من و داره و اگر ما هم دعوت بودیم می تونست زنگ بزنه و دعوت کنه و ما دعوت نیستیم و زهره از طرف خودش میگه بریم
جون زهره و آقاشون ماشین ندارند و با ماشین ما میان برای رفت و آمد خودشون ما رو هم دعوت کردند
امیر گفت بریم شب آخره و ما هم که می خایم رابطه رو قطع کنیم
با نارضایتی آماده شدم توی راه ناراحت بودم امیر هم ناراحت شد دنبال زهره و آقاشون رفتیم و همچنان ما ناراحت بودیم اونا حرف زدند خندیدند ولی ما دو تا نه
اونجا که رسیدیم آقای کریمی و خانومش طبق معمول شوخی های زشت و زننده شون رو داشتند و امیر و من همچنان اعصاب خورد نشسته بودیم حال بد امیر و بهانه کردیم و اومدیم بیرون چون واقعا تحمل خونشون رو نداشتم
اومدیم خونه زهره به امیر زنگ زد طبق معمول و امیر هم جواب نداد
از اون شب به بعد دیگه رابطه ها قطع شده
دلم بعضی وقت ها براشون تنگ میشه ولی به نظرم جلوی این روابط رو از الان گرفتند کار صحیح تری هست.
شروع رژیم...ما را در سایت شروع رژیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 118